100سال شهرداری
حاشیه بر متن
طهران ،پیش از آن که تهران شود،عبارت بود از منطقه ای بی نام ونشان ،با کوچه هایی خاکی ،خانه هایی خشت وگلی ، خیابان هایی ناهموار وبی درخت،خندق هایی که دورتا دور آن حفر شده بود ،با دیوار ها وباروهایی نیمه ویران ،14 دروازه وجمعیتی چند هزار نفری که در سال 1209 شمسی ،آغا محمدخان قاجار آن را به عنوان پایتخت خود انتخاب کرد واگرچه خودش به دلیل در گیری های سیاسی متعددفرصت نیافت قدم های چندانی برای عمران وآبادانی پایتخت جدید بر دارد ،اماجانشینانش کوتاهی او را جبران کردند ودر طول حدود 70 سال باعث دگر گونی هایی در چهره شهر شدند که نخستین برآیندآن افزایش وسعت وجمعیت تهران بود.
با نگاهی به منابع ومآخذی که در بارۀ تهران موجود است ،چنین استنباط می شود که تهران آن زمان ،وسعتی محدودداشت وطول وعرضش از چند خیابان ومحله تجاوز نمی کرد،به همان نسبت جمعیتش اندک بود واسنادی که در مورد مساحت ومحلات هستۀ اولیه آن در دستر س است ،دلالت دارد براین که درسال 932هجری شمسی ،تهران شهری بود به وسعت تقریبی 21 کیلو متر مربع وبوسیلۀخندقی که به صورت هشت ضلعی غیر منتظمدر اطرافش حفر کرده بوده اند،از اراضی مجاور جدا می شدوارتبا طش با خارج،از طریق دروازه هایی امکان پذیر بود که در چهار سویش وجودداشت واگر بر اساس ساختار فعلی تهران بخواهیم فضای آن روز شهر را مجسم سازیم ،می توان گفت حدود جغرافیایی تهران به شرح زیر بود:
شمال :از شرق به غرب خیابان امیر کبیر ،میدان امام خمینی تا میدان حسن آباد.
غرب: از شمال به شرق خیابان مولوی از چهارراه وحدت اسلامی تا خیابان ری.
شرق:از جنوب به شمال خیابان ری از میدان مولوی تا خیابان امیر کبیر.
به گفتۀ یکی از معمرین ،خیابان های مورد اشاره دقیقاً بر روی محلی که قبلاًخندق بود وبعد از سقوط سلسلۀقاجاریه آن را پر کردند،احداث شده است.
مؤتف روضةالصفا،دربارۀچگونگی به وجود آمدن این منطقۀمسکونی ،متذکر شده است:«بعد از خرابی ری ،باز ماندگان آن منطقه در تهران جمع شدندودر آن سکونت گزیدندو رفته رفته اجتماع خلایق صورت آبادی گرفت وخلایق متفرقه در آن ساکن شدند تا در دولت شاه طهماسب بن شاه اسماعیل صفوی ،که دارالملکش شهر قزوین بود،از این سبب که جد اعلای آن سلسله علیه ، سید حمزه ، در جوار جناب سید عبدالعظیم حسنی نورالله مرقده مدفون بود و گاهگاه به زیارت آن مراقد مطهره آمدی و در حوالی تهران نخجیر شکار کردی ، به آبادی تهران رغبت کرد و برج و باروئی متین بر آن شهر بیفزود و حکومت آن را به دولتخواهان خود تفویض نمود ».
اعتماد السلطنه نیز در کتاب مرات البلدان خود ، همین را نوشته و افزوده به دستور شاه طهماسب خندقی در اطراف تهران حفر و برای ورود به آن ، 4 دروازه احداث شد و مولف کتاب طهران قدیم حکایت کرده آن 4 دروازه که تنها راههای ورود و خروج به تهران محسوب می شد ، عبارت بود از :
1- دروازه حضرت عبدالعظیم یا دروازه اصفهان ، در جهت شمال خیابان مولوی فعلی ،ابتدای بازار حضرتی .
2- دروازه شمیران ، در مدخل پامنار.
3- دروازه دولاب ، در مدخل بازارچه نائب السلطنه ، در خیابان ری.
4- دروازه قزوین ، در مدخل بازارچه قوام الدوله در میدان وحدت اسلامی فعلی.
سیمای اولیۀ تهران
در آغاز،مساحت وجمیعت تهران حتی از کوچک ترین روستاهای فعلی هم کوچک تر بود،اما پس توجه شاه طهماسب به تهران،اندک اندک جمعیتش افزایش یافت وشیوه های زندگی مردمانش تغییر کردواگر تا دیروز مثلاََ مزرعه ای داشتند که در نزدیکی خانه شان واقع بود ،یا گاو وگوسفندی داشتند که آنرا در حوالی کشت وزرع خود چرا می دادندوکار تولید،بیشتر در کار گاههای خانگی انجام می شد وفراوردههای ساکنان منطقه جوابگوی نیازهای خودشان بود ،با افزایش جمعیت ،شکل زندگی در تهران عوض شد.
توسعه قریۀکوچک وکم اهمیت تهران،که ظاهراَاز همان موقع آتیه ای درخشان برپیشانی اش نوشته شده بود ،به اقدامات شاه طهماسب محدود نشد وبعدها ،شاه عباس صفوی که به مرمت ونوسازی زیارتگاه ها تمایل زیادی نشان می داد ، مقرر داشت در نزدیکی صحن حضرت عبدالعظیم باغی بنا کنندودر وسط آن ساختمانی برای سکونت وی در ایامی که به زیارت حضرت عبدالعظیم وامامزاده حمزه می آمد،ساخته شودوآن باغ ،در سال 968هجری شمسی آماده شدوپس از او،شام سلمان صفوی،عمارت دیگری درآن باغ بنا کرد وچون تا پیش از مشروطیت معمول بود که سپشاهان در مقابل خدمتی که به عهدۀافراد می گذاشتند املاکی را به رسم تیول به آنها واگذار می کردند تا از محصولات وعایدات آنجا زندگی کنند،نادر شاه افشاردر سال 1120هجری شمسی،ادارۀ تهران را به پسر خود رضا قلی میرزا دادووی دست به اقداماتی برای عمران وآبادی تهران زد که آن اقدامات هم به سهم خود بر جمعیت پذیری تهران تأثیری زیادی گذاشت ووقتی دولت افشاریه منقرض شدوکریمخان زند زمام امور کشوررابه دست گرفت ،به دلیل در گیری ها واختلافتش با محمد حسن خان قاجار واز آنجا که تهران در نزدیکی طبرستان ،یعنی مقر اصلی محمد حسن خان قرار داشت ،صلاح خود را در آن دید که درتهرن اقامت کند.وی میخواست تهران را دار الملک مملکت وپایتخت خویش قرار دهد، اما در سال 1141 هجری شمسی اندیشۀ اقامت در تهران را از سربه در کرد وعازم ولایت فارس شد.
د رآن زمان تهران مجموعاَاز پنج محله تشکیل می شدکه عبارت بوداز :
1.محلۀعودلاجان:محود به خیابان جلیل آباد(خیام بعدی)،ارگ ،کاخ گلستان وبیوتات سلطنتی ناصریه وحدودمسجد شاه (مسجد امام )وهمچنین شمال خیابان جباخانه (بوذرجمهری شرقی بعدی )،بازار کلیمی ها،محلۀکلیمی ومنطقۀپامنار وجنوب خیلبان چراغ گاز (امیر کبیر بعدی )ومیدان توپخانه (میدان امام )
2.محلۀسنگلج:محدود به خیابان جلیل آباد تا انتها واز شمال تا میدان حسن آباد وخیابان شیخ هادی وباستیون ،امیریه(قسمتی ازولی عصر(ارواحناه فدا)فعلی )،پل امیر بهادر وبازارچۀ قوام الدوله تاخیابان جلیل آباد
.3.محلۀبازار:محدود به انتهای خیابان ناصریه (ناصرخسرو )از حدود مسجد شاه،خیابان جباخانه تا انتهای بازار بزرگ که آن وقت ها بازار بزازها نامیده می شدوبازار چهل تن ودر جنوب متمایل به طرف شرق تا گارماشین(خیابان ری)
4.محلۀچال میدان:محدود به حوالی جنوببازار چهل تن وامامزاده سید اسماعیل ،میدان مال فروش،میدان امین السلطان،گمرک،خانی آباد،دروازه غار ومیدان پاقاپوق(میداناعدامبعدی ومیدانمحمدیۀفعلی).
طهران ،تا پیش از آنکه تهران شود،روز های بدوخوب زیادی را از سر گذارنده بودوبا این همه،ساکنان معدودش،به آنچه داشتند،قانع بودندوچه بسا درذهنشان همنمی گنجیدکه روزی وضعیتی جز آنچه داشتند،پیدا کننداما هر چه بر جمعیت تهران افزوده شد،نیاز های تازه ای به وجود آمدوبرحسب ضرورت ،پدیدهای جدیدی در آنشکل گرفت وبه طوری که از سفر نامه های سیاحان برمممیآید،سفر های خارجی ناالدین شاه به فرنگ باعث ورود برقوپدیدهایی چئن ترموا و ماشیندودی به آن شد .تا جایی که تدریجاً از حالت روستایی بی نام ونشان خارج شدوبه صورت شهری درآمدکه باغ های متعدد،چند میدان زیبا ،ساختمان هایی مجلل ،چندین قصر و... داشت.اما هنوز هر کس هر طور دلش می خواست زندگی می کردودر آن، زمان کسی معنی مدیریت شهری را نمی دانست.البته چنان که از متون باقی مانده از آنروز گار واسناد مدارک دولتی استنباط می شود ،آغامحمد خان ،اولین کسی بود که به فکر برنامه ریزی هایی برای مدیریت پایتخت برامد منتهی ،اندیشهاش در دستوراتی که شخصاًبرای ادارۀتهران صادر می کرد ،محدود ماند.
بعدها ،در دورۀجانشینان آغامحمد خان، تدریجاًاداراتی در تهران تأسیس وبرخی امور شهر بر عهدۀآنها گذاشته شد که یکی از ادارات مورد اشاره ،ادارۀای با عنوان «احتسابیه»بود که کار کنانسپش «محتسب»نامیده می شدندودو شعبه با عناوین «احتساب »و«تنظیف »داشت که مردم از آنها ،عده ای نایب ، فراش ورفتگر خدمت می کردند.
محتسب ها کارشان را زیر نظر حکومت وکلانتر شهر انجام می دادند وبر رسیدگی به جرائم گاهی دادوستدوفروش کالا ها نظارت داشتندو کارکنان شعبۀ تنظیف هم مؤظف بودند با وسایل وامکاناتی ابتدائی ،زباله ها را از گوشه وکنار شهر جمع کنندوبا 100رأس اسب ،قاطر والاغ که در اختیار داشتند،به بیرون از شهر ببرند.
همچنین شعبۀ تنظیف عده ای سقا در استخدام خود داشت که مؤظف بودندبا مشک کوچه ها وخبابان های شهر را آب پاشی کنندتا از گرد وغبارناشی از حرکت مردم ،وسایل نقلیه وچهار پایان،باعث اذیت ئآزار شهروندان نشد.
آن وضعیت ،چنان که از مطالب پراکنده در منابع مختلف بر میآید،با شدت وضعف هایی تاهنگام نهضت مشروطه ادامه داشت وهنوز مدتزیادی از فتح تهران توسطمشروطه خواهان نگذشته بود که زمزمه های آشنایی با جریان های فکری متجد غربی از این طرف وآن طرف برخاست ومشروطه خواهان به واسطۀآشنایی هایی که با اصول تقسیم کار وروند ادارۀ شهر در جوامع غربی داشتند،تصمیم گرفتند طبق ضوابط خاصی به ساماندهی اوضاع شهر تهران بپردازندودر راستای آن تصمیم ،به جای میرزا عباس خان مهندس باشی که در دورۀ سلطنت ناصر الدین شاه توسط وی برای ادارۀتهران تعیین شده وبه دلیل دخالت های شاه واطرافیانش ،عملاًنتوانسته بود کار چندان چشمگیر وقابل اعتنایی انجام دهد،کسی را به ریاست شهر منصوب کنندواجرای امور شهری رابراساس اختیاراتی مشخص واز پیش تعیین شده انجام بدهد وهمان تفکر ،مقدمۀتاسیس تشکیلاتی با عنوان بلدیه شد.
به عبارت بهتر ،طرح ایجاد سازمانبلدیه ،پس از استعفای میرزانصرالله خان مشیرالدله به عنوان رئیس نخستینکابینۀقانونیومطابق این خواست مجلس که وزیران باید مسئول ودر برابردولت جوابگوباشند،درتاریخ 29 اسفند ماه سال 1285 هجری شمسی ،در مجلس اول مطرح شد.در آندوران ،سلطان علی خان وزیر افخم ،با این که رسماًعنوان وظایف رئیس دولت را انجام می داد وبا وجودی که ادارۀامور شهر به عهدۀمیرزا عباس خان مهندسی باشی باشد،وظایف اورا هم شخصاًبه عهده گرفت ودرنتیجه،امور شهری به صورت بخشی از وظایف رئیسالوزراءدرآمد .اما پس از مدتی ودر جریان نخستین سازماندهی های کشوری،ادارۀبلدیه جزو تشکیلات وزارت داخله (وزارت کشور بعدی)منظور شد.
هدف از تاسیس بلدیه
هدف اولیه از تاسیس بلدیه ،حفظ منافع شهرها وبرآورده کردن حوایج شهر نشینان مثل اداره کردن اموال منقول وغیر منقول ،نگهداشتسرمایه های متعلق به شهر ،ایجاد تسهیلاتی برای دسترسی آسان مردم به مواد غذایی،تمیز نگه داشتن کوچه ها،میدان ها وخیابان ها،روشن کردن شهر کردن در شب ،پاکیزگی حمام ها ،بیمۀ بناهای متعلق به شهر در برابر حریق و...بودوتنها عوارضی که در آنهنگام ادارۀبلدیه حق داشت بابت ارائه خدماتش به مردم از آنان بگیرد ، دریافت عوارض از وسایل بارکش مانند اسب،قاطر،شتر وگاری بود که وارد تهران میشدند ومقرر گردید از آن طریق هزینه های جاری بلدیه وهمچنین حقوق ومواجب سپورها (رفتگران )تأمین شود.
انجمن بلدیه
همزمان با تأسیس بلدیه ،قانونی به تصویب مجلس رسید که بر اساس آن انجمن بلدیه ،وظیفه داشت نسبت به انتخاب شهردار با رأی ونظر مردم اقدام کند وبراساس آن قانون، اولین انجمن بلیپدیه نیز در تهران تشکیل شدوشروع به کار کرد.اما در نخشتین اقداماتی که انجمن بلدیه انجام داد،به دلیل بی تجربگی اعضای آن ضعف هایآشکاری وجود داشت.چنانکه آنضعف ها اعتراض نمایندگان مجلس را برانگیخت. زیرا در میان اعضای انجمن بلدیه افرادسنت گرا وکسانی که با محتوای قانون به طور دقیق آشنا نبودند ، وجود داشتندوچون نظارت قانونی ومستمری بر کار آن ها اعمال نمی شد ،خواسته یا نا خواسته ، خودسری هایی در کار اعضای بلدیه پیش آمدواز این رو،نمایندگان مجلس در صدد اصلاح قانون بلدیه برآمدند ودر سال 1290 شمسی با پیشنهاد دولت مبتپنی برانفصال انجمن های بلدیه موافقتد کذردند.اما تعطیل انجمن های بلدیه ،به معنای فسخ قانون بلدیه نبود.بلکه برای اصلاح قانونبلدیه وافزایش میزان کارآیی انجمن های بلدیه چنان تصمیمی گرفته شد.با این حال ،ادارۀبلدیه همچنان مانند سابق وبراساس قانون به خود وابسته کند،با وجودی که دولت سعی داشت بلدیه را به خود وابسته کند،این امر تا زمانکودتای رضا خان در سال 1299 هجری شمسی به طور کامل عملی نشد .اما پس از کودتای 1299 وسید ضیاءالدین طباطبا یی وتسلط نسبی دولت وی بر تمامی امور کشوری ،نخست وزیر برای رسیدن به اهدافش که سلطه بر تمام امور مملکتی بود،تصمیم گرفت نهادهای مستقلی مانندبلدیه را به دولت وابسته کند وبراساس چنان نیتی ،با تدوین نظامنامه ای که به تصویب هیأت دولت رسیدودر سال 1300شمسی ادارۀبلدیه رسماً وابسته به دولت شدوتحت نفوذ تصمیمات «قدرت سیاسی»وزیر نظر رئیس الوزرا قرار گرفت ونخستوزریر از طرفخود کفیلی برای ادارۀبلدیه تعیین کرد.
با روی کار آمدن رضا شاه ،بهعنوان نخست وزیر ،روند تمرکز گرایی دولت با ششدت بیشتری دنبال شدودولت در تاریخ 30 اردیبهشت ماه سال 1309 قانون جدیدی برای تشکیلات بلدیه تصویب کرد. متن آنقانون به منظور رفع مشکلات دولت در زمینۀامور شهری تدوین شده ونحوۀدریافت عئارض ئمالیات ها را برای دولت مشخص وراحتتر کرده بودو با وجود این که مطابق آن قانون تشکیل انجمن بلدیه پیش بینی شده بود،ولیکن نظامنامۀ انجمن های بلدیه شکل وشمایلی داشت که دست دولت در نحوۀادارۀآن آزاد بود وبلدیه عملاًَ ناچار بود بر اساس اهداف دولت کارکند. به این معنا که انتخاب اعضای انجمن بلدیه به صورت دو مرحله ای بود.در مرحلۀاول ،مردم عده ای از اعضای انجمن بلدیه را انتخاب می کردند ومرحلۀبعد وزرات داخله از میان برگزیدگان مردم کسانی را به عنوان اعضای انجمن بلدیه انتخاب می کرد .به عنوان نمونه در مورد تهران انتخاب اعضای انجمن بلدیه بدین صورت انجام می گرفت که«در مرحلۀ اول ،مردم 75 نفر را انتخاب می کردندوسپس وزارت داخله از میان برگزیدگان مردم 11 نفر را به عنوان نمایندگان انجمن بلدیه تهران انتخاب میکرد.»همچنین رئیس بلدیه از طرف وزارت داخله منصوب میشد ودر واقع هدف دولت آنبود که انجمن بلدیه بازویکمکی دولت برای اجرای طرح های شهری باشد.نه اینکه با اظهار نظر ها یش مشکلی برای دولت ایجاد کند.در سال 1308 هجری شمسی ،چهار شعبۀبلدیه به نام «بخش»در چهار نقطۀشهر تشکیل شد ودر سال 1315 هجری شمسی تعداد بخش ها به 8 رسید. به اضافه این که در شهر ری وشمیران هم،دو بخش عهدهدار وظایف شهرداری شدند.
در سال 1319 برای آنکه بخش های مذکور تا حدی اشتقلال وآزادی عمل داشته باشند.به چهار برزن تبدیل شدند که هر یک وظیفۀشهرداری را در برزن خود انجام میدادند ودر سال 1325 هجری شمسی تعداد برزن ها به 16 واحد افزایش یافت.
نظام نامه بلدیه
براساس مصوبۀمجلس،محمدخان قاجار دولو مأمور یت یافت تا نظامنامۀبلدیه را تدوین کندواو ،جزوه ای در خصوص وظایف بلدیه ومأمورانش وهمچنین ذکر محدودۀفعالیت واختیارات آنها ،تنظیم کرد کهبه«نظامنامه بلدیه »معروف ومشتمل بر پنج فصل و108 ماده است وبعدها پایه واساس شکل گیری شهرداری در تهران شد.آن نطظامنامه ،در تاریخ 20 ربیع الثانی سال 1325قمری به تصویب نمایندگان مجلس رسیدونامگذاری بسیاری از خیابان ها وکوچه ها ی شهر وحتی شماره گذار ی خانه ها ودکان ها را به دنبال داشت وگفته می شود تأمین روشنایی چند خیابان مهم شهر در شب ها ئورساندن آب آشامیدنی به خانه ها با گاری های بشکه دار ،نظافت وآب پاشی خیابان ها نیز از همان زمان وتوسط خود محمدخان قاجار شروع شد.
متأسفانه به دلیل تشابه اسمی محمدخان قاجار با آغا محمد خان قاجار ،عده ای از محققان ،به غلط از آغامحمد خان به عنوان نخستین بلدیه چی رسمی تهخران یاد کرده واقدامات محمدخان قاجار را به او نسبت داده اند،در حالی که به طور قطع ،نخستین مسئول ساماندهی امور شهر تهران ،کسی جز آغا محمد قاجار بوده واین ادعا ،از آن جا قابل اثبات اشت که برخی منابع تأکید دارند محمد خان قاجار مدت یک سال آن سمت را بر عهده داشت وبرای اولین بار در تهران اقدامات نوینی انجام داد ودر زمینۀ حمل ونقل عمومی ،راه اندازی سرویس در شکۀ اسبی برای عامه وچراغانی ومراسم آتش بازی فعالیت های متعدد یکرد وحتی معروف است در سالروز جشن مشروطیت،آتش بازی با شکوهی را در میدان توپخانه ترتیب دادکهآن حرکت به صورت یک سنت د رآمد وتا سالها بعد ،رایج بود.
پس از اقدامات اولیۀمحمد خان قاجار ،قرار شد مدیر امور تهران از میان کسانی انتخاب شود که آشنایی بیشتری با شاه ودر باریان داشته باشدوضمناًتحت ضوابط خاصی کار کند.براین اساس در تارخ 14 خرداد ماه سال 1286 وهنگام نیابت سلطنت «عضدالملک قاجار »نمایندگان مجلس طرح تأسیس نهادی با عنوان بلدیه را تصویب کردند تا زیز نظر وزارت داخله فعالیت کند وریاست اجرایی آنرا به عهدۀخیلل خان ثقفی (اعتم الدوله )گذاشتندوبرای او معاونی به نام علیرضا خان بهرامی که بعدها به «مهذب السلطنه»مشهور شد،در نظر گرفتند.
بهرامی ،که چشم پزشک بود ودر زمینۀ فلسفه وروان شناسی هم اطلاعاتی داشت،برای تنظیم بودجه،ادارۀبلدیه وانجام امور کار گزینی ومحاسبات یک ارمنی به اسم مسروپ مسروپیان را استخدام کرد.
براساس اولین بودجۀبلدیه ،حقوق ماهیانه ای معادل 80تومان تعیین وحکم مأموریت وی باامضاءوزیر داخله صادر شد.
بزرگترین اقدام اعلم الدوله در مقام رئیس تهران ،آن بود که بلدیه را صاحب دفتر ود ستکی مستقل کرد وبربالای ساختمان چادر خانه واقع در سبزه میدان ودر مجاورت ارگ سلطنتی ،تابلوی «ادارۀبلدیه»را نصب ودر اولین اقدامش،اطلاعیه ای صادر کرد.با مضمون که :«بنا به رعایت حال عموم ورفاهیت نفوس دارالخلافه ،از طرف اداره بلدیه اهالی وسکنه تهران با کمال احترام خواهش می شود از این به بعد ،هر یک حدود وحوالی خود را چه خانه باشد،چه دکاکین ومستغلات ،حتی المقدور تمیزونظیف نگه دارند ولااقل تا هوا گرم وگردوخاکبسیار است ،روزی یک مرتبه آب پاشی کرده ومخصوصاًکثافاتی که جمع شده ومی شود ،باید عاجلاًدفع ورفع نمایند.به علاوه ،دکان دارها نباید وجبی از دکان خود تجاوز کرده یا اثاثه خود را درداخل سواد وحوالی دکاکین وقهوه خانه گذاشته ،کار را بر عابرین سخت نمایند واحدی نباید در معبر عام اسب والاغ واغنام ببندد و...»
اولین بلدیه چی
اگرچه در منابع مختلف ،از چند نفر به طور غیر رسمی با عنوان نخستین رئیس بلدیه یاد شده وگروهی میرزا عباس خان مهندس باشی وعده ای دیگر خلیل خان ثقفی را نخستین بلدیه چی تهران دانسته اندو گروهی نیز از محمدخان ومحمئپدحسن قاجار با این عنوان اسم می برند،اما واقعیت این است که تا سال 1300 شمسی ،درهای تهران ،همچنان بر روی پاشنۀسابق می گشت وهیچکدام از شهرداران ،حتی اگر برنامه هایی برای تغییر سیمای پایتخت داشتند ،به دلیل کوتاه بودن دورۀمسئولیتشان ،فرصت نیافتند کار چندان زیادی انجام دهند. تا اینکه در آن سال ،اداره بلدیه مورد باز نگری جدی قرار گرفت وبا تقلید بلدیۀپاریس ،لندن وبرلسن دور جدیدی از فعالیت بلدیه شروع شد.
تولد جدید بلدیه
«گاسپار ایپگیان »که به عنوان اولین رئیس دورۀجدید فعالیت بلدیه در تهران از وی یاد می شود واز سال 1300 به این مقام منصوب شد.تأمین روشنایی خیابان های لاله زار ،امیریه ،علاءالدوله واسلامبول رادر کار نامهۀخود به ثبت رساند هماو بود که صاحبان دکان های لاله زار ،علاءالدوله (فردوسی کنونی )وناصریه (ناصرخسرو بعدی) رامؤظف کردتادرهای مغازه هایشان راکرده وتابلوهایی خوانا برسردرمحل کسبشان نصب کنند.
در زمان ریاست «گاسپار ایپگیان »،بلدیه دارای شش اداره شد که مشتمل برادارۀصحیه ومعاونت عمومی ،ادارۀمحاسبات وعایدات ،ادارۀامور خیریه ،ساختمان ،رئشنایی ومیاه (آب)،ادارۀتفتیش،سجل احوال ،احصائیه ونشریات وادارۀ کابینۀ پرسنل،تنظیمات ،ملزمات اجراییت ورسومات بود.
به طوری که در تاریخ آمده است ،اودر سال 1302 پی ریزی واحداثوزارت خارجه ،عمارت شهربانی کل کشور وساختمان وزارت جنگ رادر محدودۀمیدان مشق سابق شروع کرد وکوشید تا بلدیه را صاحب خانه ای کند که متناسب با حجم مسئولیت هایش باشد وبا چنان نیتی در فاصلۀ سال های 1300 تا 1302 به فکر احداث بنای بلدیه در میدان توپخانه افتاد وفضای آن را که زمان ناصرالدین شاه محل سکونت وتمرین توپچی ها وزنبور کچی ها ی حکومتی بودۀبه فضای سبز تبدیل کرد ودستور دادعصرها ،روبروی حوضوسط میدان مزقانچی ها(دستۀ موزیک)برای مردم طهران مزقان بزنند ودر همان سال ها بنیان ساختمان وزارت بهداری در شرق میدان را گذاشت وبنایی احداث کرد که کمی بعد تشکیلات بهداشتی تهران رادر خودجای دادوتشکیلات نظمیۀکل مملکتی وادارۀعبور ومرور راهم در اطراف همان میدان تأسیس کرد وگفته می شود نخستین شهرداری بود که حقوق شهروندی ساکنان تهران را مورد عنایت ویژه قرار داد.
رویدادهای بعداز کودتا
پس از سقوط کابینه سید ضیاءالدین طباطبا یی وروی کار آمدن رضا خان پهلوی ،بلدیه تهران دارای رئیسی به نام کریم آقا بوذر جمهری شد،که از افسران قزاق بود. وی که سواداندکی داشت وحتی از درست نوشتن نام خود همناتوان بود،از سال 1302 تا 1312 در آن سمت باقی ماند وتوانست تغییرات زیادی در چهرۀشهر ایجاد کند.
بوذر جمهری ،در اولین اقدام خود ،میدان توپخانه را با کمک گرفتن از یک مهندس روسی وبراساس نقشه های برگرفته از میدان پطروگراد،بازسازی کرد.یکی دیگر ازبرنامه های او سنگفرش کردن بعضی از خیابان ها یتهران از جمله خیابان امیریه ومیدان توپخانه تا باغشاه وآسفالت بسیاری از دیگر خیابان های تهران بود.به اضافه اینکه در مدتی کوتاه با طراحی عناصر جدید شهری ،شکل وشمایل تهران را به کلی تغییر داد وبرای اولین بار ،در تهران خطوط اتوبوسرانی شهری دایر ساخت که ابتدا دارای 3 خط بود وپس از مدتی تعداد مسیرها بیشتر شد.همچین عوارض جدیدی وضع کرد،گورستان متروکۀجنوب شهر را به باغ فردوس تبدیل ومالیات خودروهاۀکالسه ها وسایر عوارض شهری را که درزمان شهرداران پیشین وضع شده بود،لغو کرد .مؤسسات خیریۀ،دارالمجانینوآتش نشانی بنیان گذاشتودر مجموع ،سهم عمده ای در نوسازی تهران داشت.
البته تغییرسیمای سنتی تهران ،توسط بوذر جمهری ،اگرچه در مواردی متناسب با ضرورت زمان بود اما براثر برخی اقدامات او بخشی از بافت تاریخی تهران نیز آسیب جدی دید.زیرا وی به بهانۀگسترش تهران به فراتر از مرز دروازه های تهران ،اقدام به تخریب دروازه های قدیمی به جای مانده از عهد ناصرالدین شاه کرد وبرای احداث بعضی از خیابان های شهر ،دستور داددرختانی را که 300سال وحتی بیشتر عمر داشتند،قطع شود.
یکی از عمده مشکلات دورۀشهرداری بوذر جمهری آنبود که آب کرج در اطراف زمین ها یجلالیه (پرک لاله فعلی )به تهران می رسیدوسر چشمۀاصلی رودخانۀکرجبه تهران محسوب میشد،اما بسیاری ازشهروندان بیتوجه به الودگی آب درابتدای همان مسیر ودر ورودی آبکرج به تهران اقدام به شستشوی لباس ها می کردند.آن وضعیت سالهای متمادی ادامه داشتوتدریجاً به صورت یک رویه در آمده بود.به همیندلیل نیز،بیماری های هایی مرگآور مانند تیفوس ،وبا وطاعون در شهر شیوع داشت وچون آبی که برای مصارف مختلف به تهران میرسید ،در مبداءورود آلوده می شد وساکنان شهر نیز چاره ای جز مصرف آن نداشتند ،در سال 1308 بلدیه تهران به منظور جلوگیری از این موضوع ،برایاولین بار بهئفکر لوله کشی آب تهران افتاد،اما به دلیل فقدان امکانات چنان برنامه ای تحقق نیافت وبلدیه اجباراًبرنامه ریزیهایی برای کنترل جوی ها وآب های سطحی انجام داد.
دوره عزل و نصبهای مکرر
کریم آقا بوذرجمهری پس از 10 سال فعالیت در بلدیه ، به دلیل بیماری از ریاست آن اداره کناره گرفت و جای خود را به سرتیپ قلی هوشمند ، رئیس قبلی اداره ثبت داد. هوشمند ، که از ذکاوت خاصی برخوردار بود ، از نخستین روزهای انتصابش نشان داد برنامه های زیادی برای سرو سامان دادن به اوضاع شهر دارد. اما از بخت بد، یک روز فراموش کرد دستور آب پاشی مسیر عبور رضاخان را بدهد و از قضا هنگام عبور رضاخان گرد و خاک زیادی به پا شد و به همان دلیل برکنار شد.
سرتیپ قلی هوشمند، هنگامی شهردار شد که آلودگی آب ، به عنوان یک مشکل شهری همچنان ادامه داشت. به این جهت ، در تاریخ 3 اردیبهشت ماه 1313 و در حالی که کم تر از یکسال از شروع دوره مدیریتش در شهرداری می گذشت با انتشار اعلامیه ای ، اخطاری به ساکنان شهر داد و کوشید تا کاری را که بوذر جمهر شروع کرده و در انجامش ناموفق مانده بود ، به پایان برساند.
اودر اولین حرکت جدی خود در زمینه تامین آب سالم برای شهروندان ، با نصب تلمبه های آب بر خروجی آب قناتها ، ساکنان تهران را مجبور به استفاده از آن کرد و تا هنگامی که آب تهران لوله کشی نشد ، آن تلمبه ها تنها منبع تامین آب آشامیدنی مردم بود و کمتر کسی از آب نهرهای سطحی استفاده می کرد.
به واسطۀ تدبیر هوشمند،تا ماه ها ،از امراض مسری در تهران خبری نبود واستفاده از تلمبه ها چندین سال ادامه یافت وتنها به هنگام جنگ جهانی دوم وپس از آن که تهران دچار بحرانی جدی شدفدوباره هرجومرج به شهر بازگشت وتمام آنچه که هوشمند از میان برده بود ،دوباره رواج یافت.
بعد از سرتیپ قلی هوشمند ،که مدت 48ماه در بلدیه مشغول به کار بود وتا سال ها بعد ،کمتر کسی توانست به آن رکورد دست یابد.چند نفر دیگر نیز به طور موقت وکوتاه مدت ریاست بلدیه را بر عهده گرفتند ،تا اینکه صور اسرافیل ،رئیس قبلی بلدیه اصفهان ،به این سمت منصوب شد.ولی با وجودی که در زمینه زیبا سازی اصفهان موفق عمل کرده بود،در تهران نتوانست کار چشمگیری انجام دهدوبعد از او چند شهردار دیگر نیز روی کار آمدند که عمر ریاست همه شان کوتاه بود .تا بالأ خره در سال 1326،امور شهری به عهدۀمهدی مشایخی گذاسته شد واجرای طرح لوله کشی آب شرب تهران در زمان ریاست 19 ماهۀوی،تهران را به پایتخت سلیر کشورها نزدیک کرد.اما اونیز همانندهمتاییان پیشین خود،چندان خوششانس نبود ودر بد شانسی وی همین بس که به دستورش ده ها چاه برای تأمین آب تهران حفر شدوهیچکدام به آب نرسید ودر نهایت،به اتهام اختلاس به دادگاه فراخوانده ومحکوم شدوبه همان دلیل ،زمینۀعزل او هم مهیا گردید.
شهر داری بعد از جنگ جهانی دوم
بعداز جنگ جهانی دوم،عزل رضا خان وبه قدرت رسیدن پسرش محمد رضا،فعالیت شهرداری به همان شکل سابق ،تاسال 1328 ادامهیافت. درسال 1328 بهدلیل مشکلاتی که در سطح شهر هابه چشم می خوردواز آنجا که مردم نقش چندانی درامور شهری نداشتند،دولت تصمیم گرفت انجمن شهری را مجددا ًفعال کند.اما چون به تشکیل انجمن های شهری،از دیدگاهی قدرت گرایانه واز بالا نگاه میشدوهدف این بود که درتشکیل انجمن های شهری قدرت دولت هم لحاظ شود ،قدرت زیادی به انجمن های شهری وشهرداری داده نشدوآنهاعملاًویژگی یک نظام تمرکز گرا رااپیدا کردند .اما از دهۀ1330 به بعد،با تغییراتی که در شرح وظایف وسیستم اداری شهرداری به وجود آمد،این نهاد شهری به شکل وشمایل امروزی خود نزدیک تر شد.
عزل ونصب پیاپی شهردارن که از سال های اولیۀبعد از شهریور 1320شروع شده بود،در سال های بعد نیز همچنان ادامه یافت ودکتر محمد خلعتبری ،حسام دولت آبادی ،محمد مهرانوچند نفر دیگر جزو کسانی به شمار می آیند که به ترتیب آمدند ورفتند ،بدون اینکه به دلیل کوتاهی مدت ریاستشان بتوانند تمام برنامه های خود را پیاده کنندوتا بحث برسر عزل ونصب های مکرر در شهرداری است ،این نکته رانباید نا گفته گذاشت که تقی خواجه نوری ،مصطفی قلی رام و ارسلان خلعتبری نیز شهردارانی بودند که عمر خدمتشان از یک ماه تجاوز نکردو علاوه برآنها محمد شجادی ،که بعدها شضناتور شدو همچنین علی اصغر فروزان ،سیّد مهدی عمادالسلطنه ،فضل الله بهرمی ،عباس قلی گلشائیان،غلامحسین ابتهاج،محمود نریمان ،محمد مهران ،مهدی نامدار،نصراله امینی،سیّد محسن نصر ،نصرتاله منتصر ،محمود دولو ،فتح الله فرود ،علی اکبر توانا ،تقی سرلک ومنوچهر پیروز نیز جزو کسانی بودند که هریک مدتی کوتاه شهرداری تهران را بر عهده داشتند.
شهردار گل دوست
«موسی مهام »شهردار جدیدی بود که در سال های 1337و 1338 شروع به کار کردونامشبا بسیاری از فضاهای سبز تهران مترادف شد. ویقبل از انتصاب به ریاست بلدیه تهران ،با همین سمت در مشهد اشتغال به کار داشت،ازبدو مسئولیت ،شروع به ایجاد آب تما ،بولوار وگلکاری خیابان ها کرد ودر راستای این تفکر که تهران باید برای ساکنانش شهری جا لب وجذاب باشد،برای نخستین بار آب کرج رابه تهران آورد و بولوار آب کرج (کشاورز فعلی)رابین زمین های دانشگاه تهران وروستای جلالیه (متعلق به جلا لالدوله نوۀناصرالدین شاه)ساخت ومیدان اسب دوانی جلالیه رابعدها پارک لاله فعلی به جای آن ساخته شد،احداث کرد وپس از مدتی دستور داد هتل ایتر کنتینانتا ل (هتل لاله کنونی)رادر کنار میدان اسب دوانی ومشرف بربولوار بسازند .سپس،در قسمت ابتدای بولوار ،اقدام به طراحی میدانی کرد که امروزه به میدان ولی عصر(اروحناه فداء)شهرت دارد.
شهرداران جنجالی
پس از موسی مهام،که عمر شهرداری او هم،چندان طولانی نبود واز 20 ماه تجاوز نکرد ودر سال 41 به باز پرسی فرا خوانده ووثیقه بی سابقه 610میلیون ريالی برایش صادر شد،فتح الله فرود شهرداری تهران رابر عهده گرفت ودر دورۀمدیریت خود،تعدادی از زاغهه ای جنوب تهران را مورد تخریب و به جای آنها ،شهرک سازی کرد که طرح وی مورد استقبا ل ساکنان جنوب تهران قرار گرفت.
دورۀشهرداری فرود ،مصادف با دورۀنخست وزیری دکتر علی امینی بود و امینی که داعیۀمبارزه با فساد را داشت ،دستور زندانی شدن وی را همراه با موسی مهام و غلامحسین ابتهاج صادر کرد و پس از مدتی دکتر نصر ومدتی نیز احمد نفیسی شهرداری تهران را به عهده گرفتند که احمد نفیسی را هم می توان یکی از شهرداران جنجالی پایتخت به حساب آورد. او که تألیف وترجمه هایی رانیز در پروندۀ کاری خود داشت واز خرداد ماه سال 1341 به مدت 19ئ ماه عهده دار این مقام بود،در دورۀ شهرداری خود پارک ساعی را احداث وکلید ظلایی شهر تهران را به پنج نفر از پادشاهان ورؤسای جمهور کشور های بزرگ جهان اهدا کرد. پس از احمد نفیسی ،نوبت به ضیاءالدین شادمان ،یعنی پرماجراترین شهردار تهران رسید. شادمان اقدامات جنجالی متعددی انجام داد که یکی ازآنها بازنشسته وباز خرید کردن بسیاری از مدیران شهری بود وچون اقدمش واکنش های زیادی را برانگیخت ،ناچار به استعفا شد وپس از او،«سر لک»،«سرتیپصفاری »و«جواد شهرستانی»هر یک مدتی عهدار شهرداری تهران شدند ویکی از اقدامات شهر ستانی ،تأسیس انجمن شهر تهران بود که انتخاب شهرداران را به عهده داشت وهمان شورا بود که در سال 1348 «غلام رضا نیک پی »را برای مدت هشت سال به عنوان شهردار تهران در نظر گرفت ودر سال 1356 وی را پس از 90 ماه شهرداری ،به دلیل اقدامات ضد مردمی ،عزل کرد و بار دیگر جایش را به جواد شهرستانی داد،که پایان دورۀ شهرداری او مصادف با روز های پیروزی انقلاب اسلامی بود. در فاصلۀ سال های 1286 که نخستین شهرداری در تهران به وجود آمد تا سال 1356 که نظام شاهنشاهی سقوط کرد ،طهران ،تدرجاً تهران شد و به صورت شهری درآمد که خیابان های آسفا لتۀ متعدد،چندین پارک ومیدان ،خانه های نوساز و اتوبوس ،تاکسی ،مینی بوس ريا،تلفن ،آب ،برق و- حتی در برخی مناطق- گاز داشت و از خدماتی شهری نظیر آتش نشانی ،راهنمایی ورانندگی،مدارس و دبیر ستان های متعدد و.. برخوردار بود.
اسامی و طول دوره خدمت شهردارانی که در فاصله سالهای 1286 تا 1356 این سمت را به عهده داشتند و همچنین طول دوره مسئولیت هر یک از آنان ، چنین است :
1- میرزا عباس مهندس باشی ، حدود 1287.
2- دکتر خلیل ثقفی (اعلم الدوله ) از 1289 تا 1292 به مدت 36 ماه .
3- ابراهیم خان یمین السلطنه از 1292 تا 1299 به مدت 72ماه.
4- موسیو ایپکیان از 1300 تا 1302 به مدت 24 ماه .
5- سرتیپ کریم بوذر جمهری از 1302 تا 1312 به مدت 10 سال.
6- سرتیپ قلی هوشمند از سال 1313 تا 1317 به مدت 4 سال.
7- تقی خواجه نوری ، 1317 به مدت 1 ماه .
8- قاسم صور اسرافیل از 1317 تا 1319 به مدت 24 ماه .
9- علی اصغر فروزان از 1319 تا 1320 به مدت 13 ماه .
10- مصطفی قلی رام 1320 به مدت 1 ماه .
11- محمد سجادی از 1320 تا 1321 به مدت 15 ماه
12- سیّد مهدی عمادالسلطنه(مشیر فاطمی) 1321 به مدت 7 ماه.
13- فضل الله بهرامی 1322 به مدت 5 ماه .
14- عباس قلی گلشائیان از 1322 تا 1323 به مدت 5ماه.
15- غلام حسین ابتهاج از 1323 تا 1324 به مدت 16 ماه .
16- محمود نریمان 1324 به مدت 3ماه.
17- مهدی مشایخی از 1324 تا1326 به مدت 19 ماه.
18- محمد خلعتبری 1326 به مدت 5 ماه .
19- حسام الدین دولت آبادی از 1326 تا 1328 به مدت 25 ماه.
20- محمد مهران از 1328 تا 1329 به مدت 4 ماه.
21- مهدی نامدار از 1329 تا 1330 به مدت 9 ماه.
22- ارسلان خلعتبری 1330 به مدت یک ماه.
23 – محمد مهران از 1330 تا 1331 به مدت 15 ماه .
24- نصرالله امینی از 1331 تا 1332 به مدت 12 ماه.
25- سیّد محسن نصر 1332 به مدت 5 ماه.
26- سریتپ محمد علی صفاری از 1332تا 1333 به مدت 5 ماه.
27- غلامحسین ابتهاج از 1333تا 1334 به مدت 13 ماه.
28- نصرت الله منتصر 1334 به مدت 7 ماه.
29- سر لشکر محمود دولو 1335 به مدت 18 ماه.
30- موسی مهام از 1337 تا 1338 به مدت 20 ماه.
31- ناصر ذوالفقاری از 1338 تا 1339 به مدت 12ماه .
32- فتح الله فرود از 1339 تا 1340 به مدت 5 ماه.
33 – سیّد محسن نصر از 1340 تا 1341 به مدت 14 ماه.
34 – احمد نفیسی از1341 تا 1342 به مدت 19 ماه.
35- علی اکبر توانا 1342 به مدت 3 ماه .
36 – ضیاءالدین شادمان از 1342 تا 1344 به مدت 14 ماه.
37- تقی سر لک از 1344 تا 1346 به مدت 25 ماه .
38- سرتیپ محمد علی صفاری 1346 به مدت 7 ماه.
39- منوچهر پیروز 1346 تا 1347 به مدت 10 ماه.
40- جواد شهرستانی از 1347تا 1348 به مدت 11 ماه.
41- غلامرضا نیک پی از 1348 تا 1356 به مدت 90 ماه.
42- جواد شهرستانی از سال 1356 تا 1357 به مدت 7 ماه.
دوره ای جدید در مدیریت شهری
جواد آشتیانی آخرین شهردار تهران در زمان حکومت پهلوی بود که پس از انقلاب نیز مدتی شهردار تهران بود و سپس جای خود را برای مدت 24 ماه به محمد توسلی داد. اما شهرداری تهران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، زمانی با تحول روبرو شد که در سال 1368 غلامحسین کرباسچی استاندار اصفهان به تهران آمد و شهرداری تهران را به عهده گرفت . او طی 108 ماه شهرداری خود ، موفق شد ضمن نوسازی تهران ، شبکه بزرگراه را وسعت بدهد و پارکهای کوچک و بوستانهای محلی ایجاد کند و باعث ایجاد فرهنگسراها و خانه های فرهنگ متعدد در گوشه و کنار شهر شود.
اما شاید خوش اقبال ترین شهردار تهران دکتر محمود احمدی نژاد بود. او که 55مین شهردار تهران به شمار می آید و در سال 82 با رای شورای شهر تهران به عنوان شهردار تهران انتخاب شد ، هنگامی زمام امور شهر را به دست گرفت که سابقه فرمانداری خوی و ماکو ، مشاور استانداری کردستانو استانداری اردبیل را در پرونده شغلی خود داست و پس از 26 ماه خدمت در مقام شهردار، در تاریخ 3 تیر 84 به ریاست جمهوری کشور رسید و این امکان را به دست آورد تا اقداماتی را که در نظر داشت در تهران انجام دهد، در کل کشور اجرا کند.
اقبال دیگر احمدی نژاد به دومین شورای شهر تهران که این بار در دست اصولگرایان بود بر می گردد. این شورا به عکس شورای اول که همیشه درگیر کشمکش داخلی و چالش با شهرداربود ، قاطعانه از شهردار منتخب خود حمایت می کرد.
دکتر محمد باقر قالیباف نیز به عنوان 57مین شهردار تهران از شهریور 84 در حالی دوره شهرداری خود را شروع کرد ، که شهرداری تهران به 100مین سال تولدش رسیده است. او پیش از انتخاب به این سمت ، فرماندهی نیروی انتظامی را بر عهده داشت .
فهرست نام کسانی که در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی عهده دار شهرداری تهران شدند ، به ترتیب عبارتنداز :
1- محمد توسلی از 1357 تا 1359 به مدت 24 ماه.
2- مرحوم سید رضا زواره ای 1359 به مدت کمتر از 1 ماه .
3- کمال الدین نیک روش از 1359 تا 1360 به مدت 7 ماه .
4- غلامحسین دلجواز 1360 تا1361 به مدت 13 ماه .
5- محمد کاظم سیفیان از 1361 تا 1362 به مدت 9 ماه
6- حسین بنکدار 1362 به مدت 4 ماه .
7- محمد نبی حبیبی از 1362 تا 1366 به مدت 44 ماه .
8- سید مرتضی طباطبائی از1366 تا 1368 به مدت 16 ماه.
9- غلامحسین کرباسچی از 1368 تا 1377 به مدت 108 ماه .
10- مرتضی الویری از 1378 تا 1380 به مدت 32ماه.
11- محمد حسن ملک مدنی از 1380 تا1381 به مدت 10 ماه.
12- محمد حسین مقیمی از 1381 تا 1382 به مدت4ماه.
13- دکتر محمود احمدی نژاد از 1382 تا 1384 به مدت 26 ماه
14- علی سعید لو 1384 (از تیر ماه تا شهریور ماه )به عنوان سرپرست .
15- دکتر محمد قالیباف از1384 تاکنون.
ساختمان شهرداری فعلی یا بلدیه سابق ،همانگونه که گفته شد،ابتدا درخیابان جبه خانه وجنب ارگ سلطنتی بود. بعدها در زمان شهرداری کریم آقا بوذر جمهری ،ساختمانی درضلع شمالی میدان توپخانه (میدان امام خمینی فعلی ) برای انساخته شد که تاچندین سال، نماد تهران مدرن دراواخر دورۀ قاجاریه به حساب میآمد،اما درجریان تغییرات اساسی میدان مورد اشاره وبه منظور گسترش میدان ،تخریب شد. پس ازآن ساختمان شهرداری تهران ، پس از چند تغییر محل،درساختمانی در جنوب پارک شهر مستقر شد وهم اینک نیز درآنجا فعالیت دارد.
وظایف شهرداری هر چند همان وظایف تعیین شده درنظام نامۀبلدیه است ،به دلیل گسترش شهر تهران وتغییر شیوه های زندگی ، با فناوری روز هماهنگ شده وبه عنوان مثال ایجاد شهر سالم در یکی از مناطق جنوبی تهران وتبدیل آن به منطقه ای استاندارد برای سکونت ،از جمله اقدمات مه شهرداری است که ادامه نیز خواهد شد.
منابع ومأخذ
1- اعتمدالسلطنه ،محمد حسن ،مرآت البلدان ،به اهتمام پرتو نوری علا ومحمدعلی سپانلو ،تهران ،انتشارات اسفار ،جلد اول .
2- حسن بیگی ،محمدرضا ،تهران قدیم،تهران، انتشارات ققنوس،1368.
3- دیولافوا،سفرنامه،ترجمه فره وشی،تهران انتشارات خیام،1332. 4-ژوبر ارنست ،مسافرت درارمنستان وایران ،ترجمۀ محمود هدایت ،تهران ،عطائی، 1322 .
5- شهری ،جعفر ،طهران قدیم ،حلد اول ،تهران ،انتشارت معین ،1367.
6- فووریه ،سه سال در دربار ایران ،ترجمه عباس اقبال آشتیانی ،تهران ،دنیای کتاب،بی تا.
7- کریمان،دکتر حسین ،طهران در گذشته وحال ،جلد 1،تهران ،دانشگاه ملی ایران ،1355.
8- مصاحب،غلامحسین ،دایرةالمعارف فارسی ،جلد 1،تهران ،انتشارات فرانکلین، 1345.
9- مصاحب،غلامحسین،دایرةالمعارف فارسی،جلد 2،تهران شرکت سهامی کتابهای جیبی،1356.
10- نفیسی،سعید،تهران قدیم،تهران ،شرکت انتشارات علمی وفرهنگی،1382. 11- هدایت ،رضا قلیخان ،تاریخ روضةالصفای ناصری ،تهران بی نا ،1309.
منبع : کتاب همشهری
با تشکر از : یاسر خوش چهره
رویا رحیمیان – رابعه افسرده